سپهرداد

تو را دوست دارم و قلبم باتلاقی‌ست که هر چه را دوست می‌دارد غرق می‌کند

سپهرداد

تو را دوست دارم و قلبم باتلاقی‌ست که هر چه را دوست می‌دارد غرق می‌کند

سپهرداد

دارم نگاه می‌کنم. و چیز‌ها در من می‌روید. در این روز ابری چه روشنم و چه تاریک. همه‌ی رودهای جهان و همه‌ی فاضلاب‌های جهان به من می‌ریزد. به من که با هیچ پر می‌شوم. خاک انباشته از حقیقت است. دیگر چشم‌های من جا ندارد... چشم‌های ما کوچک نیست. زیبایی و زشتی کرانه ندارند...
@
قبل‌ها زیر عنوان وبلاگ می‌نوشتم: «می‌نویسم، پس بیشتر هستم». روزگاری بود که بودن و بیشتر بودن را خیلی دوست می‌داشتم. ولی گذشت. حقیقت عظیم لاتفاوت بودن بودنم و نبودنم من را به ولایت هوا فرستاد. اینکه حالا باز هم دارم می‌نویسم دیگر نه برای بودن و نه برای بیشتر بودن بلکه فقط برای عادت است.
@
ما همانی می‌شویم که پی در پی تکرار می‌کنیم؛ بنابراین فضیلت فعل نیست عادت است.
@
پیاده روی را دوست دارم. آدم‌ها را دوست دارم. برای خودم قانون‌های الکی ساختن را دوست دارم و به طرز غم انگیزی معمولی هستم...
@
و مرد آنگاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست.
@
جاده. مسافر. سربازِ پنج صبح. دانشجوی ترم صفری. دختری که چشم هایش نمی درخشد. اندوه. نفرت. عشق. از همین‌ها...
@@@
هیچ گونه ثباتی در موضوعات و سبک نوشته‌های این وبلاگ وجود ندارد.
@@@
ایمیل: peyman_hagh47@yahoo.com
کانال تلگرام: https://t.me/sepehrdad_channel

بایگانی

اوضاع خوب است!

جمعه, ۴ تیر ۱۴۰۰، ۱۲:۲۶ ب.ظ

تعداد کشته‌ها و مجروحین تصادفات رانندگی در ایران از تعداد کشته‌ها و مجروحین جنگ‌های داخلی و انتحاری‌های داخل افغانستان به مراتب بیشتر است. شاید اگر بگوییم ایران از افغانستان هم ناامن‌تر است دروغ نگفته باشیم.
بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۰ مجموع تعداد کشته‌های غیرنظامی ناشی از مین‌های کنار جاده‌ای، ترورها، حملات راکتی و انتحاری و جنگ‌ها در کل افغانستان ۳۱ هزار و ۴۲۵ نفر بوده. در حالی‌که در همین بازه‌ی زمانی در ایران فقط ۱۹۵ هزار و ۳۱۵ نفر به خاطر تصادفات رانندگی جان خودشان را از دست داده‌اند.
از ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۰ حدود ۶۲ هزار نفر غیرنظامی در افغانستان مجروج شده‌اند و در ایران و در تصادفات رانندگی حدود ۳ میلیون و ۵۲۲ هزار و ۶۲۰ نفر.
به اعداد که نگاه می‌کنی تازه به عمق فاجعه پی می‌بری.
به مخرج کسر هم باید نگاه کرد؟ باشد. جمعیت افغانستان حدود ۳۹ تا ۴۰ میلیون نفر است و جمعیت ایران حدود ۸۵ میلیون نفر. در سال ۱۳۹۹ که سال کرونا بود و مسافرت‌های ایرانیان به مراتب کمتر از سال‌های قبل بود حدود ۲۹۲ هزار نفر در ایران کشته و مجروح شدند (۱۵۳۹۶ کشته و ۲۷۶۷۷۱ مجروح). در همین سال در افغانستان که طالبان قدرت بیشتری گرفت و تعداد حملات و میزان جنگ‌ها افزایش پیدا کرد در کل افغانستان ۸۵۰۰ غیرنظامی کشته و زخمی شدند (۲۹۵۸ کشته و ۵۵۴۲ مجروح). حتی اگر مخرج کسر (جمعیت کشورها) را هم در نظر بگیریم باز هم ایران وضعیتی اسفناک دارد.
یک چهارچوب‌بندی رایج علیه افغانستانی‌ها در ایران این است که آن‌ها طالب‌اند و داعشی‌اند و انتحاری‌اند و فلان و بیسار. ولی وقتی می‌آیی روی کاغذ و به اعداد نگاه می‌کنی و کمی هم به مشاهدات میدانی‌ات در خیابان‌های شهرها و جاده‌های ایران مراجعه می‌کنی می‌بینی ایرانی‌ها هم موجوداتی واقعا ترسناک‌ترند...
راستش این که بگوییم کشته‌ها و مجروحین تصادفات رانندگی باید به صفر برسد هم درست نیست. مثلا همین آلمانی که اسطوره‌ی رعایت قوانین است و مردمانش باکیفیت‌ترین ماشین‌های دنیا را سوار می‌شوند در سال ۲۰۱۹ حدود ۳ هزار نفر کشته‌ در حوادث رانندگی داشته. ایران در این سال حدود ۱۷ هزار کشته داشته. اما خب ۶ برابر بیشتر هم خیلی است.
و یک مسئله‌ی مهم این که احساس ناامنی با خود ناامنی دو مسئله‌ی جداگانه است. 
مثلا خبر کشته‌ شدن‌های افغانستانی‌ها در انتحاری‌ها و جنگ‌های افغانستان در رسانه‌های ایران با آب و تاب انعکاس داده می‌شود. اما خبر تصادفات رانندگی در ایران خیلی معمولی است و در اکثر موارد حتی پوشش خبری هم ندارد. 
ما اسیر تصویرسازی‌های رسانه‌ها هستیم. رسانه‌های ایران، افغانستانی در خاک و خون را به نمایش می‌کشند تا در ایرانیان احساس امنیت ایجاد کنند. به خاک و خون کشیده شدن افغانستانی‌ها در کشورشان خوراکی بسیار عالی برای این چهارچوب‌بندی است که اگر ما نباشیم داعش می‌آید و شما ایرانی‌ها هم مثل افغانستانی‌ها می‌شوید. ایرانی‌ها باید احساس امنیت کنند. این که کشته‌های تصادفات و مجروحین ناشی از آن خوراک رسانه‌ها شوند احساس ناامنی ایجاد می‌کند. نارضایتی ایجاد می‌کند. ایرانی‌ها به جای این‌که از داعش بترسند از خودشان خواهند ترسید... می‌دانی چه دارم می‌گویم؟
از بد حادثه می‌زند و یک اتوبوس از قربانیان خوی وحشی‌شده‌ی ایرانیان گروهی خبرنگار از آب درمی‌آیند. این را دیگر نمی‌شود به سکوت برگزار کرد. صدا می‌کند. اعتراض‌ها هم می‌شود. اما اساتید چهارچوب‌بندی این‌جا را هم خوب بلدند جمع کنند. راننده‌ی اتوبوس مقصر بوده. دستگیرش می‌کنیم. عذرخواهی می‌کنیم. تدابیر بیشتری می‌اندیشیم. راننده صورت‌وضعیت نداشته. از این به بعد به صورت وضعیت گیر بیشتری می‌دهیم که بفهمیم مسافران ما خبرنگار هستند. از این به بعد خبرنگاران و اصحاب رسانه را با اتوبوس‌ها و راننده‌های بهتری رهسپار می‌کنیم تا این حوادث برای آنان تکرار نشود... رسانه نباید پی در پی و در درازمدت به این مسئله بپردازد. می‌فهمید؟ این چند روز بگذار در مورد این حادثه و فقط این حادثه صحبت بشود. بعدش را جمع می‌کنیم... احساس ناامنی با خود ناامنی خیلی توفیر دارد...

نظرات  (۳)

گاهی وقت‌ها آن‌قدر همه‌چیز ترسناکه که ترجیح میدم نادان باقی بمونم و از چیزی اطلاع نداشته باشم اما ته قلبم از خودم که بزدلم و همه آدم‌هایی که سرپوش می‌ذارند، متنفرم.

با کلیت این متن خیلی حال کردم و به نظرم حرف مهمی داره می‌زنه. به‌خصوص در مورد تصویری که از افغانستان ساخته شده.

 

دو نکته ریز به نظرم می‌رسه برای قوت استدلال متن؛

به نظرم به جای جمعیت، تعداد سفرها باید مخرج کسر باشه

و اینکه در مقایسه امنیت ایران و افعانستان، تعداد کشته‌ها و مجروحان حوادث رانندگی در افغانستان باید لحاظ شه

متوجهم که قصد متن، نشون دادن تفاوت حس ناامنی به‌وجودآمده بر اثر اخبار انتحاری‌ها و ... با حس ناامنی به‌وجودآمده بر اثر اخبار حوادث رانندگی بوده، اما چون ابتدای متن، خود متغیر امنیت در دو کشور رو داره مقایسه می‌کنه، به نظرم باید تعداد کشته و مجروحان حوادث رانندگی در افغانستان هم لحاظ بشه.

پاسخ:
الان گشتم در مورد کشته‌های حوادث رانندگی افغانستانی‌ها. اونا هم قربانیان تصادف رانندگی‌هاشون نسبتا بالاست. 
آمار منسجم نتونستم پیدا کنم که همه سال‌ها رو اعلام کنه. گویا متوسط کشته‌های جاده‌ای‌شون ۴۷۰۰ نفره. (منبع ) باز اگر جمعیت رو تو کسر قرار بدیم ایران وضعیت بدتری داره (متوسط ۱۶-۱۷ هزار کشته و جمعیت دو برابر افغانستان). تعداد سفر درست‌تره. اما در افغانستان که اصلا قابل محاسبه نیست. اگر این رو مخرج قرار بدیم و ایران و آلمان رو مقایسه کنیم فاصله خیلی بیشتر می‌شه.

مقایسه ایران و افغانستان از لحاظ کشته‌های رانندگی فقط مقایسه‌ی عوامل می‌شه. جاده‌های افغانستان اصلا با ایران قابل مقایسه نیست. اون کشور سراسر کوهستانیه. اتوبان نداره. همه جاده‌هاش دو طرفه ست و... هدفم بحث امنیت و احساس امنیت بود...

دوباتن توی کتاب «اخبار» هم به خوبی به این مساله و نوع بازتاب اتفاقات توی اخبار اشاره می‌کنه. کاملا هدف ایجاد حس «امنیت» هست، و خبرها بر اساس ارزش واقعی‌ای که دارن بیان نمی‌شن. بلکه بر اساس هدف خاصی منتشر می‌شن.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی