سپهرداد

طریق بشریت مایوس کننده است

سپهرداد

طریق بشریت مایوس کننده است

سپهرداد

دارم نگاه می‌کنم. و چیز‌ها در من می‌روید. در این روز ابری چه روشنم و چه تاریک. همه‌ی رودهای جهان و همه‌ی فاضلاب‌های جهان به من می‌ریزد. به من که با هیچ پر می‌شوم. خاک انباشته از حقیقت است. دیگر چشم‌های من جا ندارد... چشم‌های ما کوچک نیست. زیبایی و زشتی کرانه ندارند...
@
قبل‌ها زیر عنوان وبلاگ می‌نوشتم: «می‌نویسم، پس بیشتر هستم». روزگاری بود که بودن و بیشتر بودن را خیلی دوست می‌داشتم. ولی گذشت. حقیقت عظیم لاتفاوت بودن بودنم و نبودنم من را به ولایت هوا فرستاد. اینکه حالا باز هم دارم می‌نویسم دیگر نه برای بودن و نه برای بیشتر بودن بلکه فقط برای عادت است.
@
ما همانی می‌شویم که پی در پی تکرار می‌کنیم؛ بنابراین فضیلت فعل نیست عادت است.
@
پیاده روی را دوست دارم. آدم‌ها را دوست دارم. برای خودم قانون‌های الکی ساختن را دوست دارم و به طرز غم انگیزی معمولی هستم...
@
و مرد آنگاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست.
@
جاده. مسافر. سربازِ پنج صبح. دانشجوی ترم صفری. دختری که چشم هایش نمی درخشد. اندوه. نفرت. عشق. از همین‌ها...
@@@
هیچ گونه ثباتی در موضوعات و سبک نوشته‌های این وبلاگ وجود ندارد.
@@@
ایمیل: peyman_hagh47@yahoo.com
کانال تلگرام: https://t.me/sepehrdad_channel

بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
افغانی کشیافغانی کشی by محمدرضا ذوالعلی
My rating: 4 of 5 stars

به شدت جذاب بود... طوری که مجبور شدم یک نفس تا تهش را بخوانم.
یک قصه ی جاده ای و بکر که در مسیر کرمان تا زاهدان و بالعکسش اتفاق می افتاد و بعد از 300 صفحه تو شاهد پیچیده شدن روابط آدم ها و رشد و بلوغ شان بودی.
دوست داشتنی ترین ویژگی این کتاب برایم این بود که "تهرانی" نبود. این روزها از نویسنده های ایرانی هر کتابی دست می گیری بوی گند تهرانی بودن می دهند. ماجراهای تکراری, توصیف های تکراری, روابط تکراری, تمام زورشان این است که با کمی فرمالیسم خاص بشوند که نمی شوند. مشکل تهرانی شدن داستان ها و روایت ها به نظرم مشکل بسیار بزرگی است... جوری که حتی به جغرافیای داستان هم نمی شود اعتماد کرد. تو داستانی می خوانی که به ظاهر در اهواز اتفاق می افتد یا اصفهان یا مشهد... ولی اسم مشهد و اصفهان و اهواز را که ازشان بگیری می بینی همان تهران اند... با همان سبک ارتباطات آدم ها و همان ماجراها و همان دلمردگی...
ولی افغانی کشی به شدت غیرتهرانی بود و همین برایم دوست داشتنی اش کرد... پرداختن به نسل دوم و سوم مهاجران افغان در ایران هم خودش جسارت و توانمندی نویسنده بود...باید بهش دستمریزاد گفت.
از لحاظ فنی رمان این جا ساختار رمان های "سفر قهرمان" را به خوبی در مورد کتاب افغانی کشی توضیح داده است:
http://newspaper.fdn.ir/?nid=1893&...


View all my reviews سفر با حاج سیاحسفر با حاج سیاح by احسان نوروزی
My rating: 2 of 5 stars

بعضی نوشته ها هستند که به نظرم در حد چاپ شدن روی کاغد نیستند. خوب اند. حتی می شود گفت عالی اند. ولی در این حد نیستند که به خاطرشان درختی نابود شود و کتاب شوند حتما... "سفر با حاج سیاح" احسان نوروزی هم به نظرم ازین دست بود. مقدمه اش و شباهتی که بین کارش (ترجمه) و سفر کردن و توریست شدن در کشوری دیگر یافته بود قشنگ بود. خود روایتش هم خوب بود... ولی به نظرم در حد یک نوشته های یک سایت جذاب بیشتر نبود. سایت های ایرانی هایی که هیچ هایک می کنند (مثل مهزاد الیاسی و سایت سیزدهم و...) ازین کتاب جذاب تر هم روایت می شوند...
زیاد هم سفر با حاج سیاح نبود... نمی توانست هم باشد. چون حاج سیاح خودش بی هدف و هر چه پیش آمد می گشت... احسان نوروزی هم زیاد پابند طریق حاج سیاح نبود. بیشتر نسل بیت و جک کرواک را دوست داشت به نظرم و این که روابطش با دخترها و زن ها را تو چشم مخاطبانش کند... بند آخر مربوط به هر شهر اروپایی هم توصیف هایی کاملا زنانه بود که برایم قابل درک نبود چرا اصرار دارد که همه ی شهرهای اروپا زن اند... حالا بعضی شان زن جوان خوشگل بعضی شان حامله بعضی شان پیر... درک نمی کردم چرا یک شهر باید جنسیت داشته باشد!
قرار بود توی کتابفروشی شکسپیر و شرکا برای آن دختر خوشگل مجارستانی نشانه ای بگذارد تا بعدها دختر برود و نشانه را توی آن کتابفروشی کشف کند. نگفت چه نشانه ای برای دختر گذاشته. یادش رفت بگوید.

View all my reviews درگریز گم می‌شویمدرگریز گم می‌شویم by محمدآصف سلطان‌زاده
My rating: 5 of 5 stars

تکان دهنده بود.
خیلی وقت بود مجموعه داستانی نخوانده بودم که همه ی داستان هایش در این حد تکان دهنده باشند.
نخ تسبیح 8 داستان این مجموعه (اولین کتاب محمدآصف سلطان زاده ) جنگ داخلی افغانستان است. هر یک از داستان ها جنبه و بعد و حاصلی از جنگ داخلی افغانستان هستند. "در گریز گم می شویم" حکایت خبر از دست دادن عزیزترین کسان زندگی جوانی است که مهاجرت کرده است به تهران و حالا تاب این را ندارد که بعد از شنیدن کشته شدن مادرش در کابل خبر مرگ پدر و برادرش در همان شهر را بشنود. "دوتایی پشه" حکایت کارمند نگونبخت کابلی است که از شدت خستگی در مینی بوس خوابش می برد و ناخواسته وارد بخشی از شهر کابل می شود که در اختیار هم قومی های او نیست. او یک پشتون است و ناخواسته وارد بخش هزاره نشین شهر کابل می شود و حالا ادامه ی زندگی اش به یک برگ ناچیز دو تایی پشه وابسته است. "دپ شاهانه" و "ما همگی گم شده ایم" قصه ی فقر و قحطی ناشی از جنگ است. قصه ی خودکشی جمعی یک خانواده و خودفروشی زنی شریف در کابل به خاطر فرار از فقر..."دریا, دریا" قصه ی عشق است و انتقام و کشته شدن." بابه مداری" هم قصه ی انتقام است, انتقامی سورئال از تانک های روسی در چهارراهی از چهارراه های شهر کابل. و دو داستان آخر... تکان دهنده ترین داستان های کتاب که عمق فاجعه ی جنگ داخلی و ظهور طالبان در افغانستان را به تصویر کشیده اند... زمانه ای که رفتن به دنبال عمو و آوردنش به عروسی از آن سوی شهر کابل به این سوی کابل به قیمت جان هزینه داشته و طالبانی که از اجرای حد بر جنازه هم نمی گذشته...
این فقط بکر بودن و تکان دهنده بودن ماجراهای این کتاب نیست که آدم را به اعجاب وامی دارد. طرز روایت محمدآصف سلطان زاده, توصیف ها و دیالوگ های فوق العاده و روایت پرکشش او است که تک تک داستان ها را به یاد ماندنی می کند. استفاده از روایت های موازی اصلی ترین شگرد محمدآصف سلطان زاده در این کتاب است. روایت های موازی که گاه در دو زمان مختلف روی می دهند (مثلا داستان در گریز گم می شویم و روایت موازی آوردن خبر مرگ مادر و خبر مرگ برادر و پدر در ذهن شخصیت اصلی داستان) و گاه در دو مکان مختلف (مثل داستان "ماه همگی گم شده ایم" که هم قصه ی مرد زخمی در خانه است و هم قصه ی زنی که رفته است در لوکس نشین کابل تا تن فروشی کند و جفت شان به صورت موازی روایت می شوند)....
استفاده ی به جا از لغات فارسی دری کتاب را بیش از پیش تکان دهنده کرده است...
فوق العاده است این کتاب...

View all my reviews تویی که سرزمین‌ات اینجا نیست

تویی که سرزمین‌ات اینجا نیست by محمد آصف سلطان‌زاده
My rating: 3 of 5 stars

بکر بود.
نظریه ای وجود دارد که می گوید ایران و افغانستان و تاجیکستان و حتی پاکستان یک ملت اند با دولت های مختلف. اگر در این راستا نگاه کنیم این مجموعه داستان خواندن ماجراهای هم وطنی (وطن داری) بود که تا به حال از او نشنیده بودم. محمدآصف سلطان زاده داستان تعریف کردن را بلد است. پیچیدگی الکی توی قصه هایش جایگاه ندارد. دنبال فرم نیست. خود قصه هایش آن قدر بکر و عجیب و دوست داشتنی هستند که نیازی به ژانگولربازی ندارد.
از 8 داستان 7تای شان در افغانستان اتفاق می افتد و فقط یکی شان در ایران: داستان تویی که سرزمین ات اینجا نیست... داستان مستندی از ظلم ایرانیان بر مهاجران افغان.
داستان یکه سرباز محال است از یاد آدم برود. داستان سربازی که در خدمت دولت کمونیست است و یک کامیون جنازه را می خواهد از محل جنگ ببرد به شهر کابل. به شدت از جنگ متنفر است و قرار هم هست که بعد از این ماموریت به دادگاه نظامی فرستاده شود. در راه راننده ی اتوبوسی از جناح مخالف جنگ یعنی مجاهدهای افغان را می بیند. او هم یک اتوبوس جنازه را دارد می برد برساند به یک شهر دیگر... هر دو راننده اند, اما در دو جبهه ی مختلف با اشتراکات فراوان...
یا داستان کابوس این سال ها... تعداد سرباز مجاهد که مسئول نگهبانی دادن بر سر یکی از جاده ها هستند تا نظامیان هم وطن شان نتوانند به پایگاه مجاهدها برسند. خسته از جنگ اند. از جنگ بیهوده ی داخلی. و در موقعیتی هم هستند که نه می توانند جنگ را رها کنند و نه حال و حوصله ی ادامه ی جنگ را دارند... یک بن بست فلسفی در ذهن 6-7 سرباز یک سنگر...
داستان قصیده ی جست و جو داستان مهاجرت است و آوارگی. داستان ریشه های مهاجرت و آوارگی افغان ها است و به نظرم از بعد جامعه شناسی به شدت ارزشمند است این داستان. شاید منتقدهای ادبیات داستانی برگردند به شخصیت پردازی این داستان گیر بدهند که شخصیت ها همه تیپ اند و پرداخت کافی ندارند. اما وقتی ریشه های تفکر سیستمی (حلقه ی تقویت شونده ی جنگ داخلی در افغانستان) و نظریه ی بازی ها (ان جا که آخونده در مورد جنگیدن و نجنگیدن گروه های مجاهدین افغان با هم توضیح می دهد) را می بینی به گسترده بودن طرز تفکر محمدآصف سلطان زاده ایمان می آوری. (هر چند ناخودآگاه است... ولی خب این نشان می دهد که این نویسنده از لحاظ فکری خیلی توانمند است.)
داستان آخر را خیلی دوست داشتم. عاشقانه ای بس خواندنی بود... عاشقانه ی تغییر فکر یک طالب بر اثر عشق آتشین به دختر سیه چشم افغان.

View all my reviews شب‌های وحشی : داستان روزهای آخر زندگی امیلی دیکینسون، مارک تواین، ارنست همینگوی، ادگار الن پوشب‌های وحشی : داستان روزهای آخر زندگی امیلی دیکینسون، مارک تواین، ارنست همینگوی، ادگار الن پو by Joyce Carol Oates
My rating: 2 of 5 stars

ایده ی اصلی این مجموعه داستان دوست داشتنیه: روزهای آخر زندگی چند شخصیت مشهور ادبی.
از متن اصلی یک داستان کمتر داشت. داستان روزهای آخر زندگی هنری جیمز گویا به تیر غیب سانسور از کتاب جدا شده بود.
از 2 تا داستان اول خوشم آمد و 2 تا داستان دوم را دوست نداشتم.
داستان روزهای آخر زندگی امیلی دیکینسون یه ایده ی جالب داشت. علمی تخیلی بود. از برای روزهایی بود که هوش مصنوعی اون قدر پیشرفت می کنه که میشه شخصیت آدمای مشهور قرون گذشته رو مثل یه حیوون خونگی خرید و به مدت چند سال تو یه خونه باهاشون زندگی کرد و شاهد رشدشون در یه دوره ی زندگی شون بود. خوب هم نوشته شده بود.
پدربزرگ کلمنس و فرشته ماهی هم خوب و قشنگ بود. نامه نگاری ها و روابط سرشار از احساسات مارک تواینی که عاشق دخترهای 13 تا 16 ساله است. مارک تواینی که با خانواده اش به شدت بداخلاق است و البته در مورد کسانی که در چهارچوب قوانینش نیستند...
روایت روزهای آخر همینگوی را دوست نداشتم. ارتباط برقرار نکردم. سرشار از اطناب بود. می تونست کوتاه تر باشه.
ادگار آلن پو هم یه قصه ی تخیلی داشت. ولی باز هم به نظرم بیش از حد طولانی بود و اطناب داشت...
در مجموع ارزش خریدن نداره این کتاب. اشتباه کردم خریدمش.

View all my reviews اتود در قرمز لاکیاتود در قرمز لاکی by Arthur Conan Doyle
My rating: 3 of 5 stars

شرلوک هلمز:
"بیشتر مردم اگر یک سلسله وقایع را برایشان شرح بدهید به شما خواهند گفت که نتیجه چه خواهد بود. آن ها می توانند آن رویدادها را در ذهن خود به هم مرتبط کنند و با توجه به آن ها استدلال کنند که اتفاق خاصی روی خواهد داد. ولی تعداد کمی از آدم ها هستند که ار نتیجه را به آن ها بگویید, می توانند بر اساس شعور ذاتی خود استنتاج کنند که کدام مراحل به چنین نتیجه ای منتهی می شود. وقتی از استدلال رو به عقب یا استدلال تحلیلی صحبت می کنم منظورم همین است."
اتود در قرمز لاکی/ ص 167 و 168

View all my reviews The Sign of Four (Sherlock Holmes, #2) نشانه ی چهار

The Sign of Four (Sherlock Holmes, #2) نشانه ی چهار by Arthur Conan Doyle
My rating: 3 of 5 stars


به نشانه ها دقت کن, آن ها را کنار هم بچین و آدم ها و داستان های شان را بفهم... اصول زندگی شرلوک هلمز هیجان انگیزند. 

View all my reviews در پایتخت فراموشیدر پایتخت فراموشی by محمد حسین جعفریان
My rating: 2 of 5 stars

تکرار "من چه قدر خوبم" که فیلم "حماسه ی ناتمام" را در مورد احمدشاه مسعود ساختم روی مخ بود. ولی ورای این تکرار و حالت خود متشکر بودن محمدحسین جعفریان, سفرنامه ی بدی نبود. قلم انداز بود و تقریبا بی ویرایش چاپ شده بود و البته پر از نکته. از آن کتاب های در لحظه بود و دید نسبتا خوبی هم به افغانستان بعد از حمله ی آمریکا می داد. افغانستان و کابلی که داشت کمی روی صلح و صفای اجباری را می دید. حضور آمریکایی ها بین افغان ها صلح و یکدستی جالبی را برقرار کرده بود. و این از نظر جعفریان که روزهای خانه جنگی افغان ها را دیده بود خیلی باارزش و قشنگ بود...
بهروز افخمی سفرنامه عالی بود. اسمش هم در عنوان سفرنامه آمده بود و به نظرم نمی آمد بهتر بود. خیر سرش نماینده ی مجلس ایران بود. ولی بیشتر در کار ساختن مستندی در مورد احمدشاه مسعود بود که قول و قرارش را به تلویزیون استرالیا داده بود. نماینده ی مجلس بودن یک کار سیاسی است و در جایی که حتی پیام رییس جمهور مملکتت برای کنفرانس نرسیده, حداقل انتظار این است که تا جای ممکن جبران مافات کند. انصافا دوره ی مجلس ششم عالی بوده که بهروز افخمی نماینده اش بوده!
سیاست خارجه ی هزار رنگ جمهوری اسلامی را هم خیلی خوب توصیف کرده بود. این که یکدست نبودن سیاست خارجی ایران در مورد افغانستان چه ضربه ها به خود ما زده . مخصوصا آن تکه ی گلبدین حکمتیار که جمهوری اسلامی چند ماه به او در تهران حال داده بود و بعدش که او از ایران رفت به بن لادن و ملاعمر پیوست...
برای من شخصیت ماجراجوی محمدحسین جعفریان به شدت پررنگ بود. این که چرا مجموعه یادداشت های "چکر در ولایت جنرال ها" هنوز کتاب نشده سوال برانگیز است. مطمئنا در پایتخت فراموشی موخره ای بر آن یادداشت ها است و آن یادداشت ها ارزش خیلی بیشتری دارند و خیلی دید کامل تری در مورد "خانه جنگی"های قوم افغان می دهند...

View all my reviews رومئو و ژولیترومئو و ژولیت by William Shakespeare
My rating: 4 of 5 stars

اواسط پرده ی پنجم آرزو داشتم که ای کاش تراژدی نمی بود و کمدی می بود و مثل رویا در شب نیمه ی تابستان هپی اند و مسخره تمام می شد... ولی تراژدی بود و همه محکوم به نابودی. از کش و قوس های شکسپیری و این که پس و پیش وقایع به نهایت دقت انتخاب شده بود لذت بردم.

View all my reviews طوفانطوفان by ویلیام شکسپیر
My rating: 4 of 5 stars

گونزالو مفهوم و معنای نمایشنامه را در یک رشته ی متضاد تلخیص می کند, آنگاه که می پرسد: آیا دوک میلان بدین منظور رانده شد که فرزندانش شاهان ناپل گردند؟
در یک سفر
کاریبل شوهری در تونس یافت
و برادرش فردیناند در آنجا که خود از دست رفته بود, همسری
و پروسپرو دوک نشین خویش را
در جزیره ای حقیر و ما همه خویشتن را
آنگاه که هیچ کس با خویشتن نبود
(پرده ی پنجم, صحنه ی یکم)
@@@
طوفان آخرین نمایشنامه ی شکسپیر بود. کمدی ای خیال انگیز که جفت های شخصیتی حاضر در آن به نظرم کمال شخصیت پردازی در نمایشنامه های شکسپیر است: پروسپرو در مقام شاه میلان در مقابل آلونزو, شاه ناپل, کالیبان بچه غول در مقابل آریل روح, فردیناند با میراندا, آنتونیو با سباستیان (هر دو برادران خائن شاهان), استفانو با ترینکولو.
قهرمان اصلی پروسپرو است, ولی من دخترش میراندا را بسیار دوست داشتم. در بین زنان دوست داشتنی نمایشنامه های شکسپیر (پرسیای تاجر ونیزی, ژولیت نمایشنامه ی رومئو و ژولیت, دسدمونای اتللو, کوردلیای شاه لیر, هرمیای رویا در شب نیمه ی تابستان و افلیای هملت) میراندا برایم دوسداشتنی ترین دختر شکسپیر بود.
ترجمه ی ابراهیم یونسی اگر بهتر و شکوهمندتر و روانتر بود حتما 5ستاره می دادم به این کتاب.

View all my reviews یه چیزی بگویه چیزی بگو by Laurie Halse Anderson
My rating: 4 of 5 stars

خوشم آمد. روایت ریز و روانشناختی هالس اندرسون در باب نوجوانی و بحران رازی دردناک در دل داشتن و احساسات کاملا متغیر دوره ی نوجوانی فوق العاده بود. روایت ساده بود. کلمات شکسته شده و خودمانی. ولی پشت روایت ساده ی هالس اندرسون ساختار به شدت منظمی وجود داشت که آخر کتاب می فهمی و به وجد می آیی. احساسات را به خوبی توصیف کرده بود. یعنی بیش از موضوع اصلی داستان (مورد تجاوز واقع شدن و حس طرد شدگی و جداافتادگی از دیگران) من از روایت احساسات متناقض نوجوانانه و خرده روایت ها لذت بردم.
سایت نویسنده ی کتاب هم جالب است:
http://madwomanintheforest.com
نکته ی جالب در مورد هالس اندرسون این است که از توی آمریکا جزء نویسندگانی به شمار می رود که بیشترین تعداد شکایت علیه شان مطرح شده:
http://www.khabaronline.ir/detail/196...
موضوع این کتاب هم از آن موضوع های چالش برانگیز است...


View all my reviews مکبثمکبث by William Shakespeare
My rating: 4 of 5 stars

نمایشنامه های شکسپیر خداوندگار چرخه های علت و معلولی اند. برای من مکبث نمونه ای کامل از یک چرخه ی رذیلت بود. چرخه ای که مکبث در دام آن افتاد و هر چه می کوشید آن را بهتر کند, در حقیقت بدتر می شد... برای همه بد و بدتر می شد.
آرزویم است یک دوره ی آموزشی بگذارم و تویش فقط از نمایشنامه های هملت برای آموزش مفاهیم تفکر سیستمی استفاده کنم.
قبلا توی آمریکا یک نفر از نمایشنامه ی هلمت شکسپیر برای این کار استفاده کرده بود:
http://www.systemdynamics.org/confere...
مکبث برای آموزش چرخه های رذیلت فوق العاده است. شاه لیر هم پر بود از چرخه های علت و معلولی سیستماتیک.
ترجمه ی ستودنی داریوش آشوری به راستی روح حاکم بر نمایشنامه های شکسپیر را منتقل کرده بود.

View all my reviews جعبه مقواییجعبه مقوایی by Arthur Conan Doyle
My rating: 3 of 5 stars

من تو داستان خوندن آدم ته ماجرا چی میشه نیستم. زیاد برام مهم نیست آخر ماجرا کی قاتله کی فریب خورده کی دوز و کلک. اگه همچه نگاهی داشتم یحتمل این مجموعه داستان کوتاه زیاد برام غافل گیرکننده نمی بود. ولی برای من همیشه فرآینده و چینش و علت و معلول ها و روندها جذابه. این که اول چی شد بعد چی شد و کی چی حس کرد و چه چرخه هایی تکرار شد تو داستان خوندنه برام جذابه.
جذاب ترین ویژگی این کتاب برام نوع نگاه استنتاجی شرلوک هلمز بود. این که همه چیز پر از نشانه است و نشانه ها هستند که باید کشف شوند و از روی نشانه هاست که می شود روندها را فهمید. گاهی اوقات به اغراق می زد همچه شیوه ی نگرشی. ولی دوست داشتنی بود.


View all my reviews داستان شورانگیز بازرگان وندیکیداستان شورانگیز بازرگان وندیکی by William Shakespeare
My rating: 5 of 5 stars

فوق العاده بود. به چهار دلیل این کتاب با روح و روانم بازی کرد. یکی توانایی شکسپیر که توانسته بود از یک پرونده ی مالی چنین داستان فوق العاده ای بیرون بکشد و با توانایی های روایی خودش چنان آن را فیصله ببخشد که آدم حظ کند. جامعه ی ونیز و جذب سرمایه های خارجی و قانون مداری برای حفظ سرمایه های خارجی در قلب این نمایشنامه بود. سرمایه, وام گرفتن و سود سرمایه موتور محرکه ی داستان بود. جوانمردی و لوطی مسلکی آنتونیو بازرگان ونیزی در آخر داستان پیروز شد. ولی چیزی که داستان را به وجود آورد مسئله های خشک مالیه بود. دومین دلیل قصه های عاشقانه ای بود که بدجور آدم را درگیر می کردند. داستان لورنزو و دختر شایلوک یهودی که فرار کردند و داستان شورانگیز پرسیا و باسیانو و آن قهرمان بازی پرسیا در پایان دادن به قائله و نجات دادن جان آنتونیوی بازرگان با روح و روان آدم بازی می کرد. ای کاش تمام زن ها مثل پرسیا بودند! سومین دلیل ترجمه ی روان ابوالقاسم خان ناصرالملک بود. کتاب در سال1296 شمسی ترجمه شد. اولین ترجمه از کارهای ویلیام شکسپیر در ایران و عجیب این که پس از یک قرن هنوز هم روان و بی دست انداز خوانده می شود. داستان زندگی ناصرالملک هم بسیار جالب بود. و چهارمین دلیل این که وقایع کتاب فراتر از زمان و مکان است... در دورانی که پول دین اول جهان امروز است داستان شورانگیز بازرگان وندیکی آدم را بیش از هر زمانی به وجد می آورد...

View all my reviews گرگ بیابانگرگ بیابان by Hermann Hesse
My rating: 1 of 5 stars

نتوانستم با کتاب ارتباط برقرار کنم. هرمان هسه برای دوره های خاصی است و نویسنده ی همه ی فصول نیست. شاید هم به خاطر ترجمه پر دست انداز کتاب بود. کتاب را فقط به خاطر قطع جیبی اش و به تبع قیمت ارزانش خریدم. کار پسندیده ای که انتشارات علمی فرهنگی انجام داده: چاپ رمان های کلاسیک در قطع جیبی. تجدید چاپ کارهای انتشارات شرکت سهامی کتاب های جیبی در سالیان قبل از انقلاب اسلامی. قطع جیبی چاپ کردن کتاب های خوشخوان کار قشنگی است. ولی همه ی ترجمه های قدیمی لزوما ترجمه های خوبی نیستند... مقدمه ی 40 صفحه ای کیکاووس جهانداری به لعنت خدا نمی ارزید. اگر فقط متن ترجمه چاپ می شد روح ایشان فکر کنم شادتر می بود...



View all my reviews شهر شیشه ایشهر شیشه ای by Paul Auster
My rating: 4 of 5 stars

بعد از سال ها دوباره خواندمش. به خاطر این که نشر افق در یک کار بسیار قشنگ قطع جیبی این کتاب را هم منتشر کرد. باز هم از شسته رفته بودنش خوش خوشانم شد. استفاده ی استر از شگردهای رمان پلیسی باز هم من را مجذوب کرد و این بار یک روزه کتاب را خوردم...بیش از هر چیزی با قطع جیبی تجدید چاپ شدن این کتاب دوست داشتنی حال کردم. مراتب تشکر خودم از نشر افق را اعلام می کنم.



View all my reviews آدم‌ها روی پلآدم‌ها روی پل by Wisława Szymborska
My rating: 5 of 5 stars

مجموعه شعر بسیار خوبی بود. از آن مجموعه شعرها که معانی باریک و کشف های ریزش تو را شادمان می کنند و لحظه هایت را می سازند و دلت می خواهد کسی را بیابی تا شعرها را بلند بلند برایش بخوانی... ترجمه ی گروهی اسموژنسکی و شهرام شیدایی و چوکا چکاد بسیار خوب بود و به نظرم تونسته بودن نغز بودن شعرهای شیمبورسکا را منتقل کنند...




View all my reviews داستان‌هایی برای فکر کردنداستان‌هایی برای فکر کردن by Robert Fisher
My rating: 4 of 5 stars

شاید در نگاه اول یک کتاب کودکان محض به نظر بیاد. از آن کتاب های جن و پری و گزیده ی افسانه ها... ولی نه... جهت گیری ها و مسیرهایی که برای هر کدام از قصه ها و افسانه ها شکل داده شده کتاب را برای بالاتر از سطوح دکترا هم کاربردی کرده است. از کودک 8 ساله تا پیرمرد پیرزن های 88 ساله, از محصل دوم ابتدایی تا پسادکترای هر رشته ای را می تواند محظوظ کند...




View all my reviews بی باد بی پاروبی باد بی پارو by فریبا وفی
My rating: 3 of 5 stars

چند تا داستان خیلی خوب داشت.
مثلا داستان صعود. به قدری خوب و بی نقص و بی اضافه گویی, بالا رفتن یک پیرزن از پله های یک آپارتمان را روایت کرده بود که آدم خط به خط کشیده می شد تا انتهای کار این پیرزن را ببیند.
مثلا داستان سیب زمینی ایرانی که عقده های یک زن پیر از شوهرش و سبک زندگی اش را بی شیله پیله و جذاب روایت کرده بود.
مثلا داستان کابوس شناور و دلهره های زنانه ی مادر بودن.
مثلا داستان بلوک ها بتنی که تلخ بود و تکراری, ولی باز هم آدم را جذب می کرد.
مثلا خود داستان بی باد بی پارو و آن حمام زنانه و تکان کوچکی که سلینجروار به خواننده وارد می شود.
مجموعه داستانی که بیش از 3 تا داستان خوب داشته باشد به نظرم شایسته ی تقدیر است.

View all my reviews اتاق آبیاتاق آبی by سهراب سپهری
My rating: 2 of 5 stars

من در عجب ماندم که ویراستار کتاب چرا اسم خودش را روی جلد آورده؟ در مقدمه گفته که خواننده عزیز, در ویرایش جدید سعی شد که در نوشتار سهراب گونه گرچه هرگز پاکنویس نگردیده بود تغییری داده نشود تا بوی دست خط سهراب در کتاب باقی بماند.
و واقعا هم همین طور بود. تو بگو این ویراستار یک فاصله را نیم فاصله کرده باشد... نکرده... حتی افتضاح تر هم بوده. مثلا یک جایی از قوم آزتک ها صحبت به میان میاد. بعد حروفچین بین آز و تک در دستخط سهراب فاصله حس کرده. فاصله گذاشته. ویراستار محترم حتی آن را هم تغییر نداده.
من حیث المجموع ازین کتاب سهراب خوشم نیامد. روایت اول در مورد اطاق آبی بود. و استعاره ای بودنش و بررسی معناهای آن اتاق از دید ادیان و باورهای گوناگون. آدم به خاطر حجم اطلاعات سهراب از ادیان مختلف مقهور می شد. روایت دوم در مورد کودکی و معلم های سهراب به معنای واقعی روایت بود. تنها بخش قابل قبول کتاب بود به نظرم. و سومین روایت گفت و گو با استاد یک منطق ما خوبیم شما غربی ها بد هستید داشت که اصلا حال نکردم.


View all my reviews سیستم داینامیک (کاربردی از تفکر سیستمی)سیستم داینامیک by شهلا قبادی
My rating: 3 of 5 stars

دینامیک سیستم ها در سفر.
مفید و مختصرترین توصیف برای این کتاب همین است. یک خلاصه ی کاربردی و مفید و به دردبخور از متدولوژی دینامیک سیستم ها. خلاصه ای که آموزشی نیست. بیشتر مروری است. البته فقط 60 صفحه ی اول کتاب خلاصه ای از اصول و قوانین و بزرگان دینامیک سیستم ها و نظرگاه های مختلف این گرایش است. مابقی کتاب به کارگیری توابع تعریف شده در مدل سازی و اجرای مدل های ابتدایی و روتین در نرم افزار ونسیم است.
برای یک ارائه ی نیم ساعته و جمع بندی در مورد دینامیک سیستم ها بسیار مفید است.

View all my reviews خاک غریبخاک غریب by Jhumpa Lahiri
My rating: 4 of 5 stars

-رابطه ی روما و پدر پیرش. پدری که بعد از مرگ مادر تنهایی زندگی می کند. یک عمر با وظیفه شناسی در کنارش زندگی کرد و مادر از دنیا رفت. و حالا رابطه ی پیچیده ی پدر و دختری. دختری که وظیفه ی نگهداری پدر بر دوشش سنگینی می کند و پدری که بعد از مرگ مادر سر پیری عاشق شده و راز عشق بر دلش سنگینی می کند.
- رابطه ی مادری که عاشق مرد جوان هموطن در غربت شده. محبتی که به پای آن مرد می ریزد: انگار که عزیزترین برادرش است. و مردی که می رود.. همیشه می رود...
- رابطه ی آمیت و مگان. زن و شوهری که بعد از چند سال زندگی مشترک، به یک سفر دو نفره بدون بچه هایشان آمده اند تا در عروسی دختری شرکت کنند که دوست قدیمی آمیت (مرد داستان) بوده... دور بودن و نزدیک بودن یک زن و شوهر بعد از چند سال زندگی مشترک. شناخت آدم ها از همدیگر که هیچ وقت کامل نمی شود و همیشه حفره های غم در جای جایش وجود دارد.
- رابطه ی خواهر و برادری سودا و راهول. راهولی که الکلی است و سودایی که به عنوان خواهر بزرگتر خودش را مسئول او می داند...
- رابطه ی عجیب سانگ (دختر زیبای هندی) با فاروق... مردی که می خواهد با او تنها باشد، همیشه با او تنها باشد... ولی در حقیقت به او وفادار نیست.
- تاثیر مرگ مادر بر پسر جوان در داستان های اولین و آخرین بار و آخر سال... تاخیر چند ساله ی پذیرش مرگ مادر عالی روایت شده بود.
- و داستان عشق هما و کاشیک... عشقی بی فرجام...
خلاصه های یک خطی این مجموعه داستان همین هاست. پدر و دختر، زن و شوهر، خواهر و برادر و عشق هایی که همه بی فرجام اند... غمناک اند... تلخ اند... این جومپا لاهیری خداوندگار روایت تلخ روابط انسانی است...

View all my reviews گودیگودی by Jhumpa Lahiri
My rating: 3 of 5 stars

داستان از زندگی دو برادر در هند شروع میشه: اودایان و سوبهاش. اودایان برونگرا بعد از دانشگاه چپ میشه و وارد مبارزات برای برافراشتن پرچم سرخ و حکومت مستضعفان. و سوبهاش درونگرا درس رو ادامه میده. راهی ایالات متحده و رودآیلند میشه. تمام سال های کودکی با هم بودن. اما بعد، فصل مشترک زندگی شون زن اودایان میشه: گوری. اودایان کشته می شه. پلیس ها اونو جلوی خونه ش و جلوی چشم گوری می کشن. سوبهاش بنا به وظیفه گرایی محض جلوی پدر و مادرش می ایسته و گوری رو به عقد خودش در میاره. می برتش به آمریکا. گوری از اودایان حامله ست. بچه ای رو که به دنیا میاره اما سوبهاش بزرگ می کنه. مثل یه پدر واقعی ازش مراقبت می کنه. اما گوری مثل یه مادر واقعی نیست. سردی رابطه ش با سوبهاش رو لاهیری فوق العاده توصیف کرده. و بعد رها کردن همه چیز... فرار به سمت زندگی خودش. می ره کالیفرنیا. استاد دانشگاه می شه. و سوبهاش دختربچه ای رو در اوج نوجوانی بزرگ میکنه...
لاهیری استاد توصیف حالات و روابط انسانیه. اوج روایت هاش در این کتاب هم توصیف حالات تنهایی آدم هاست. پیچیده روایت نمی کنه. اوج تکنیکی که به خرج داده زاویه دید سوم شخص محدوده که در فصل های مختلف بین شخصیت ها گردش می کرد. و فصل آخر هم که روایت مرگ اودایان از زاویه ی سوم شخص محدود به اونه، به رخ کشیدن تواناییش در توصیف حالات یکتای آدمیزاده.
ایدئولوژی پشت کتاب معلوم و به حقه: مبارزه ی انقلابی برای بی عدالتی و فقر و رنج پوچه. ما فقط در مقابل خودمون وظیفه داریم.
"اودایان جانش را برای قیامی داده بود که به بیراهه رفته بود و فقط خسارت به بار آورده بود و حالا دیگر از هم پاشانده شده بود. تنها چیزی که عوض کرده بود خانواده ی خودش بود. ص 140"
بار گناه اودایان تا چندین نسل از یه خانواده رو دامن گیر کرده بود. اودایانی که یه افسر پلیس رو می کشه. و بعد گوری به خاطر بار گناه از مادر بودن دلسرد می شه. دید که چطوری پدری کشته شد. و خودش میلش به مادری رو از دست می ده. و بعد اون بچه و بعد ...
و راستش به شدت کتاب تلخی بود.
از تیغ سانسور هم دچار صدماتی شده بود مسلما... من دوست داشتم رابطه ی هم جنس بازی دو زن رو به روایت جومپا لاهیری هم بخونم. نشد.

View all my reviews


System Zoo 1 Simulation Models: Elementary Systems, Physics, EngineeringSystem Zoo 1 Simulation Models: Elementary Systems, Physics, Engineering by Hartmut Bossel
My rating: 4 of 5 stars

متدولوژی تفکر سیستمی برای مدلسازی دینامیک های سیستم است. برخلاف اکثر کتاب های تفکر سیستمی که به مولفه های بنیادی این تفکر می پردازن و مجال زیادی برای مدل سازی ندارن، این کتاب بی هیچ مقدمه ای رفته سراغ مدل سازی ریاضی و دینامیک های سیستم. ساختار کتاب ساده و مشخص و روشن بود. در هر بخش اول یک خلاصه ی خیلی کوتاه یک صفحه ای از سیستمی که قرار است مدل شود، بعد تعریف متغیرها و نمودار حالت و جریان مدل، بعد هم نتایج اجرای مدل در نرم افزار ونسیم ودر آخر هم تحلیل نتایج مدل و عوامل تاثیر گذار. (هر بخش در حدود 5-6 صفحه) نامگذاری کتاب هم خیلی با مسما بود. این کتاب 3 جلدی قراره همون کاری رو انجام بده که یه باغ وحش انجام میده. ما نمی تونیم به جنگل های آفریقا و آمازون و آمریکا بریم. نمی تونیم همه چیزو کشف و تجربه کنیم. ولی نیاز به دونستن داریم. پس می یام حیوون ها رو منتخب می کنیم و چیزی به اسم باغ وحش ایجاد می کنیم تا عطش گشتن و دونستن و کشف دنیا رو تا حدی برطرف کنیم. حالا تو دنیا بی شمار سیستم وجود دارن که نمی شه همه شونو مطالعه ی کامل کرد. این کتاب یه مجموعه ای از انواع سیستم ها (مهندسی و فیزیکی و محیط زیستی و اقتصادی و اجتماعی و...) رو مدلسازی کرده تا یه منتخبی از سیستم های جهان رو جمع آوری کرده باشه.
هفده مدل اول کتاب، مدل سازی رفتار عمومی سیستم ها (تاخیرها، رشدهای هدفجو، دینامیک های رشد و نزول، نوسان ها و...) بود و بخش دوم کتاب مدل سازی سیستم های فیزیکی با استفاده از متدولوژی دینامیک های سیستم. برای منی که مهندسی مکانیک خونده بودم، مدل سازی دینامیکی مثلا سیستم های انتقال حرارت بسیار جالب بود. از یک زاویه ی دیگر نگرستین به ماجرا بود. یک جور دیگر نگاه کردن بود که اتفاقا همین مدل 3 صفحه ای خیلی هم روشنگرتر از کتاب درسی های مثلا اینکروپرا بود.
بعد که نگاه کردم دیدم نویسنده ی آلمانی کتاب، هارتموت باسل خودش دکترای مهندسی مکانیک داره. و سر همین جلد اول کتاب سیستم زو مدل سازی های کامل و بی نقصی داره. جالبش اینه که آقای هارتموت باسل تحصیلات مهندسی سیستم نداره، ولی به معنای واقعی کلمه استاده در این زمینه...

View all my reviews ترجمان دردهاترجمان دردها by Jhumpa Lahiri
My rating: 4 of 5 stars

چون ارزان بود خریدمش. فقط 6 هزار تومان بود. از نشر هرمس متشکرم که کتاب ها را ارزان چاپ می کند و این که: خواندنش به طرز دردناکی لذتبخش بود.
داستان ها کوتاه بودند. روایت ها پیچ و خم اضافه نداشتند. ولی لاهیری با پرداختن به جزئیات شیرین و جذاب تو را همراه خودش می کرد و بعد یک ضربه ی بزرگ می زد و یک ضربه ی کوچک در آخرین پاراگراف هر داستان که تو را به قهقهرای لذت می رساند.
یک مساله ی خیلی مهم در هم تنیدگی بستر روایت داستان با سوژه ی اصلی داستان و در هم تنیدگی شغل و کسب و کار آدم ها با معناها و قصه های اصلی هر داستان بود. مثلا شغل آقای کاپاسی داستان ترجمان دردها به طرز عجیبی با بستر و قصه ی داستان در هم تنیده شده بود: شغل اصلی اش این بود که درمطب یک دکتر مترجم افراد مراجعه کننده بود که دردهای شان را با زبان محلی می گفتند و او عین این دردها را به دکتر انتقال می داد. شغل جانبی اش این بود که راننده تاکسی توریست های خارجی باشد. و قصه ی اصلی این بود که زن جذاب داستان دردی داشت که باید کسی آن را ترجمه می کرد. کسی آن را بیان می کرد. و چه کسی بهتر از آقای کاپاسی؟ یا بهانه ی قطع برق از ساعت 8 شب تا 9 شب در داستان یک مساله ی موقتی که به خوبی نشسته بود. به خوبی بهانه ی روایت اعتراف ها و آزردگی ها شده بود و در صفحات آخر لاهیری با یک اعتراف نهایی آدم را تکان می داد...
جزئیات... جزئیات... جزئیات... این هنر اصلی لاهیری است که اصلا نمی شود آن را تحلیل مهار کرد. چیزی است که عامل اصلی جذابیت داستان ها بوده.
تنها حسرتم این است که این مجموعه در زبان اصلی 9 داستان داشته، اما در ترجمه ی فارسی 8 داستان چاپ شده. داستان سکسی به تیر نابودگر سانسور دچار شده...

View all my reviews خاک غریبخاک غریب by Jhumpa Lahiri
My rating: 4 of 5 stars

-رابطه ی روما و پدر پیرش. پدری که بعد از مرگ مادر تنهایی زندگی می کند. یک عمر با وظیفه شناسی در کنارش زندگی کرد و مادر از دنیا رفت. و حالا رابطه ی پیچیده ی پدر و دختری. دختری که وظیفه ی نگهداری پدر بر دوشش سنگینی می کند و پدری که بعد از مرگ مادر سر پیری عاشق شده و راز عشق بر دلش سنگینی می کند.
- رابطه ی مادری که عاشق مرد جوان هموطن در غربت شده. محبتی که به پای آن مرد می ریزد: انگار که عزیزترین برادرش است. و مردی که می رود.. همیشه می رود...
- رابطه ی آمیت و مگان. زن و شوهری که بعد از چند سال زندگی مشترک، به یک سفر دو نفره بدون بچه هایشان آمده اند تا در عروسی دختری شرکت کنند که دوست قدیمی آمیت (مرد داستان) بوده... دور بودن و نزدیک بودن یک زن و شوهر بعد از چند سال زندگی مشترک. شناخت آدم ها از همدیگر که هیچ وقت کامل نمی شود و همیشه حفره های غم در جای جایش وجود دارد.
- رابطه ی خواهر و برادری سودا و راهول. راهولی که الکلی است و سودایی که به عنوان خواهر بزرگتر خودش را مسئول او می داند...
- رابطه ی عجیب سانگ (دختر زیبای هندی) با فاروق... مردی که می خواهد با او تنها باشد، همیشه با او تنها باشد... ولی در حقیقت به او وفادار نیست.
- تاثیر مرگ مادر بر پسر جوان در داستان های اولین و آخرین بار و آخر سال... تاخیر چند ساله ی پذیرش مرگ مادر عالی روایت شده بود.
- و داستان عشق هما و کاشیک... عشقی بی فرجام...
خلاصه های یک خطی این مجموعه داستان همین هاست. پدر و دختر، زن و شوهر، خواهر و برادر و عشق هایی که همه بی فرجام اند... غمناک اند... تلخ اند... این جومپا لاهیری خداوندگار روایت تلخ روابط انسانی است...

View all my reviews گودیگودی by Jhumpa Lahiri
My rating: 3 of 5 stars

داستان از زندگی دو برادر در هند شروع میشه: اودایان و سوبهاش. اودایان برونگرا بعد از دانشگاه چپ میشه و وارد مبارزات برای برافراشتن پرچم سرخ و حکومت مستضعفان. و سوبهاش درونگرا درس رو ادامه میده. راهی ایالات متحده و رودآیلند میشه. تمام سال های کودکی با هم بودن. اما بعد، فصل مشترک زندگی شون زن اودایان میشه: گوری. اودایان کشته می شه. پلیس ها اونو جلوی خونه ش و جلوی چشم گوری می کشن. سوبهاش بنا به وظیفه گرایی محض جلوی پدر و مادرش می ایسته و گوری رو به عقد خودش در میاره. می برتش به آمریکا. گوری از اودایان حامله ست. بچه ای رو که به دنیا میاره اما سوبهاش بزرگ می کنه. مثل یه پدر واقعی ازش مراقبت می کنه. اما گوری مثل یه مادر واقعی نیست. سردی رابطه ش با سوبهاش رو لاهیری فوق العاده توصیف کرده. و بعد رها کردن همه چیز... فرار به سمت زندگی خودش. می ره کالیفرنیا. استاد دانشگاه می شه. و سوبهاش دختربچه ای رو در اوج نوجوانی بزرگ میکنه...
لاهیری استاد توصیف حالات و روابط انسانیه. اوج روایت هاش در این کتاب هم توصیف حالات تنهایی آدم هاست. پیچیده روایت نمی کنه. اوج تکنیکی که به خرج داده زاویه دید سوم شخص محدوده که در فصل های مختلف بین شخصیت ها گردش می کرد. و فصل آخر هم که روایت مرگ اودایان از زاویه ی سوم شخص محدود به اونه، به رخ کشیدن تواناییش در توصیف حالات یکتای آدمیزاده.
ایدئولوژی پشت کتاب معلوم و به حقه: مبارزه ی انقلابی برای بی عدالتی و فقر و رنج پوچه. ما فقط در مقابل خودمون وظیفه داریم.
"اودایان جانش را برای قیامی داده بود که به بیراهه رفته بود و فقط خسارت به بار آورده بود و حالا دیگر از هم پاشانده شده بود. تنها چیزی که عوض کرده بود خانواده ی خودش بود. ص 140"
بار گناه اودایان تا چندین نسل از یه خانواده رو دامن گیر کرده بود. اودایانی که یه افسر پلیس رو می کشه. و بعد گوری به خاطر بار گناه از مادر بودن دلسرد می شه. دید که چطوری پدری کشته شد. و خودش میلش به مادری رو از دست می ده. و بعد اون بچه و بعد ...
و راستش به شدت کتاب تلخی بود.
از تیغ سانسور هم دچار صدماتی شده بود مسلما... من دوست داشتم رابطه ی هم جنس بازی دو زن رو به روایت جومپا لاهیری هم بخونم. نشد.

View all my reviews از گوشه و کنار ترجمهاز گوشه و کنار ترجمه by علی صلح‌جو
My rating: 3 of 5 stars

جای این ژانر در بازار کتاب ایران به شدت خالی است. اسمش را نمی دانم. کتاب هایی که در مورد یک کار اند، یک شغل خاص. معرفی آن شغل نیستند. آموزش آن شغل نیستند. حساب و کتاب خاصی ندارند. شرح تجربه های ریز اند. شرح اشتباهات کوچک و گاه خنده دار. شرح قلق های ریز و کوچکی که انجام آن کار را قشنگ تر می کنند. شرح دقت ها. شرح تجربه ها. و روایت قصه هایی که فقط در انجام کار پیش می آیند. لازم نیست چهارچوب و دسته بندی خاصی داشته باشند. فقط همین که آدم های با تجربه ی هر کاری این کتاب ها را بنویسند کافی است. این یک جور به اشتراک گذاشتن دانش آن کار است که به شدت ارزشمند است و متاسفانه در ایران معمول نیست.
آدم های خبره دوست دارند تجربه های ریز و سخت شان پیش خودشان بماند، آدم های بزرگ دوست ندارند اعتراف کنند که کجاها اشتباه کرده اند و...
از گوشه و کنار ترجمه دقیقا از همین ژانر است. تجربه های ریز آقای علی صلحجو از کار ترجمه.
تصور کنید آدم های خبره ی رشته های مختلفی کاری در ایران همچه کتاب هایی می نوشتند. مثلا مکانیک های ماشین. اگر تجربه های ریزشان در تعمیر مثلا پراید و پژو را از طریق کتاب های این جوری روایت می کردند... چه قدر اشتباهات مرگ آسای تعمیرکاران کم می شد. چه قدر تعداد کتابخوان ها زیاد می شد... یک خاصیت دیگر هم دارند این کتاب ها... به عنوان کسی که با آن شغل آشنایی نداری می روی سراغ این کتاب ها و انتهای داستان را می بینی و بعد یکهو یا علاقه مند می شوی و می روی سراغ کتاب های آموزش کلاسیک و یا بی خیال می شوی بی این که وقت را سر خواندن کلاسیک های آن رشته تلف کرده باشی...
کتاب آقای صلح جو را دوست داشتم. روایت صمیمی و به درد بخوری از ریزه کاری های امر ترجمه به دست داده بود که آدم را مشتاق می کرد. به آدم جسارت می داد و از طرف دیگر جاهای ترسناک و پیچ های خطرناک را نشان آدم می داد...
رضایت بخش بود خواندن این کتاب.

View all my reviews برف محضبرف محض by معین فرخی
My rating: 4 of 5 stars

برف محض را دوست داشتم.
مهمترین ویژگی اش برای من این بود که معین فرخی نمی خواست چیزی را اثبات کند. برخلاف خیلی از کتابهای کار اول که دوست دارند با زبان، با روایت های کج و معوج و معلق و غیرآدمیزادی، یا با طرحهای عجیب و غریب و وارونه و الکی پیچیده اثبات کنند که ما هم هستیم، معین فرخی توی این مجموعه داستان این رویه رو نداشت. مجموعه روایت هایی بود از زندگی، زندگی محض.
داستان چهارشنبه را دوست داشتم، یک روایت ساده و روشن از یک رابطه ی پرنوسان.
403 را دوست نداشتم. برایم سخت بودن دنبال کردن قصه....روایتش دوست داشتنی نبود.
اولین روزهای پاییز با این که انگار خوب جا نیفتاده بود، ولی باز دوست داشتنی بود: غم برادر کوچک بودن را با تمام جان حس کردم.
توصیف های نور سرد قرمز فوق العاده بود. رابطه ای که به انتها رسیده با سلیس ترین واژه ها توصیف شده بود... چسبید.
یک روز قبل و چند روز بعد احتمالا بهانه هایی خواهند بود که کتاب را بخرم و هدیه بدهم.
مرثیه ای بر یک مرد لاغر را دوست نداشتم... یک جورهایی با بقیه داستان ها همخوانی نداشت.
خورشید از میان درختان غروب می کند ساده و بی دست انداز بود.
و برف محض... از آن داستان های ریموند کاروری بود...
ارزش خریدنش را داشت.

View all my reviews چگونه با آمار دروغ  بگوییمچگونه با آمار دروغ بگوییم by حسین راهداری
My rating: 2 of 5 stars

ایده اصلی کتاب ترجمه یک کتاب آمریکایی به همین نام از دارل هاف چاپ 1954است. منتها نویسنده بومی سازی و به روز رسانی کرده و چند تا مثال ایرانی هم آورده و به اصطلاح ترجمه و تالیف کرده... کتاب نکته ی خاصی ندارد. نکات ابهام برانگیز آمار مثل جامعه آماری و ابزارهای آماری (میانگین و واریانس و میانه) و رگرسیون و بیان همبستگی و نه بیان علت ومعلولی و بازی با نمودارها را که اهل کار با آنها بازی می کنند و حقایق را وارونه جلوه می دهند تشریح کرده... کتاب آمار و مدلسازی کتاب مشترک سه رشته ی انسانی و تجربی و ریاضی در سال های دبیرستان است. ولی جالبش این است که این کتاب آن قدر خشک است که قریب به اتفاق دیپلمه های ایران از آمار درکی ندارند. من اگر معلم آمار دبیرستان بودم در کنار آن کتاب خشک و بی خاصیت، حتما نفری یک نسخه ازین کتاب را هم به بچه ها می دادم. البته مثال های کتاب دقیق نیستند و مثال های ایرانی خیلی خیلی بهتر و دقیقتری می توانست وارد این کتاب شود. نویسنده به بهانه ی این که مثال های کتاب آمریکایی قدیمی است خودش را وارد ماجرا کرده. ولی در عمل می بینیم که همان مثال های کتاب 70 سال پیش خیلی دقیقتر و مشروح تر از مثالهای امروزی وطنی هستند... باری کاچی به از هیچی.

View all my reviews گفت و گو با سایه یا بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد؟گفت و گو با سایه یا بوف کور چگونه ساخته و پرداخته شد؟ by حبیب احمدزاده
My rating: 2 of 5 stars

این کتاب سعی دارد با رویکرد نقد تکوینی و جست و جو در روابط بینامتنی به درک آثار صادق هدایت با تمرکز بر داستان بوف کور کمک کند. در رویکرد نقد تکوینی ویژگی زمانه ی نویسنده و اسناد به جا مانده از او به عنوان سند اصلی مطرح می شود. این که بوف کور در چه دوره ی تاریخی شکل گرفته و تحت تاثیر چه آثار هنری دیگری بوده است و...
کتاب نسبتا خوبی بود. یک نظریه وجود دارد که برای تولید بهتر باید مصرف بیشتری داشت. تاثیرپذیری های صادق هدایت از فیلم هایی که در پاریس می دیده و حبیب احمدزاده ردشان را در بوف کور و داستان کوتاه های هدایت پیدا کرده دلیلی بر این مدعاست. و نشان می دهد که چطوری ها بوده که صادق هدایت چند سر و گردن از هم نسلی هایش بالاتر بوده... او مصرف فرهنگی بیشتری داشته. هم فضای فرهنگی پاریس را بلعیده بوده و هم فضای فکری هندوستان را...
احمدزاده به علاقمندی های جغرافیایی هدایت (شهر ری) هم پرداخته... ولی به نظرم بزرگ ترین جای خالی کتاب، تحلیل سال های 1300 تا 1320 شمسی و فضای حاکم بر جامعه ی ایران بود. با توجه به ادعای نویسنده در ارائه ی دیدگاه تکوینی ارائه ی تحلیلی از حاکم شدن سیستم اداری بر جامعه، تشویق دیدگاه ها و نظام حاکمیتی رضاشاه در آن سال ها مطمئئا سرنخ های بیشتری از شکل گیری کتاب بوف کور می داد... احمدزاده می گوید که صادق هدایت علاقه ی زیادی به ایران باستان داشته. از طرفی یک فصل را هم به این اختصاص می دهد که بگوید دانسته های اسلامی صادق هدایت غلط و ناچیز بوده. در حالی که اگر فضای حاکم بر جامعه ی ایران آن روزها را هم وارد کتابش می کرد دیدگاهی به حق تر در مورد صادق هدایت ارائه می داد.
کتاب جهت گیری خصم آمیز ندارد و خوشخوان است و به آدم این دید را می دهد که بفهمد چرا صادق هدایت صادق هدایت شده و چرا با بوف کور ماندنی شده است...

View all my reviews ماندن در وضعیت آخرماندن در وضعیت آخر by Thomas A. Harris
My rating: 4 of 5 stars

اطلاق نام روانشناسی به تم این کتاب به نظرم کم لطفی است. مثل کتاب های بازاری قفسه روانشناسی شهر کتاب ها نبود. یک مدل سازی ساده ولی به شدت کاربردی از رفتارهای متقابل آدمی است. من از تشریح مدل آقا و خانم هریس در این کتاب به شدت لذت بردم. مدلی که ساد، قابل فهم و بسیار کاربردی است از آن کتاب های یادگرفتنی بود که چند بار باید هی از نو به هایلایت شده های صفحاتش نگاه کرد و مرور کرد...

View all my reviews اول عاشقیاول عاشقی by Judith Hermann
My rating: 2 of 5 stars

راضی کننده نبود برام.
اون فاصله ای رو که استلا از شوهرش جیسون داره عالی توصیف کرده بود. جیسون شوهر استلاست. جیسون پدر دخترشونه. جیسون کار می کنه. پول در میاره. استلا زندگی آرومی داره... ولی وقتی میسترپفیستر روانی مزاحم استلا میشه و می خواد که باهاش سر صحبت رو باز کنه، جیسون کمک زیادی نمی تونه به استلا بکنه. استلا نامه هایی رو که میستر پفیستر بهش می ده نمی خونه و یه راست تحویل جیسون می ده. ولی جیسون حمایت خاصی نمی تونه بکنه. این که استلا در طول رمان به جیسون زنگ نمی زد برام وحشتناک و کلافه کننده بود... رو مخم بود. اون تیکه هایی که استلا مادر آواست و رابطه ی مادر دختری یه زن میانه سال رو عالی روایت کرده بود. ولی ته ماجرا، به خشونتی می رسه که من انتظار داشتم در میانه ی کار می دیدمش. اصلا غیرقابل پیش بینی نبود برای من... غافلگیر نشدم.... شاید برای خواننده ی آلمانی جذاب بوده. غافلگیر کننده بوده. ولی برای من ایرانی نبود.
برای من ایرانی توصیف های یودیت هرمان از شهرک آروم و زندگی آروم و دوچرخه سواری و جنگل و هوای مرطوب جذاب بود!!!

View all my reviews چگونگی رشد و فروپاشی اقتصادچگونگی رشد و فروپاشی اقتصاد by Peter D. Schiff
My rating: 3 of 5 stars

در اصل نویسنده ی کتاب ایروین شف است. پدر پیتر و اندرو. او یک اقتصاددان بود و هنگام مسافرت و در ترافیک برای پسرهایش قصه های اقتصادی تعریف می کرد. قصه هایی خنده دار که مهم ترین مفاهیم اقتصاد کلان را در مغز پسرهایش حک می کردند. داستان جزیره ی اوسونیا در نگاه اول خنده دار و جالب است، ولی بعد که نگاه می کنی می بینی چه قدر با ظرافت مفاهیم غیرقابل تصور اقتصاد کلان را توضیح داده. ایروین این داستان ها را اولین بار در کتاب "بزرگ ترین کلاه بردار دنیا: چگونه دولت شما را لخت می کند، غارت می کند و می چاپد" چاپ کرده بود. سی سال بعد پسرهایش به آن قصه ها داستان بحران مالی 2008 آمریکا را هم اضافه کردند و کتاب را به روز کردند.
راستش من فصل های اول کتاب را خیلی دوست داشتم. آن فصل هایی که در مورد نوآوری و پیدایش سرمایه صحبت کرده بود. آن فصل هایی که در مورد پیدایش دولت صحبت می کرد و با داستان ماهی ها به ظرافت معنای پشتوانه ی طلا را برای ارزها توضیح داد. و قشنگ ترین فصل کتاب برایم آن جایی بود که نشان می داد چطور آمریکا با استفاده از دلار ملت های دیگر جهان را غارت کرد... عالی توضیح داده بود این ها را....
ولی فصل های آخر به نظرم خیلی عجولانه آمدند. آن ها هم در مقام تمثیل خیلی قشنگ بودند. ولی حس کردم هم به خاطر ترجمه ی بد و هم به خاطر عجولانه نوشته شدن آن طور که باید و شاید فرآیند بروز بحران را توضیح نداده بود. ساده سازی های فصل های پایانی زیاده از حد بود. در حالی که می توانست به زیبایی بازار مشتقات مالی را توضیح بدهد و بحران را کامل بگوید...
از آن کتاب هاست که جان می دهد برای هدیه دادن...

View all my reviews کودتا: ۱۳۳۲،  سیا و ریشه‌های روابط ایران وایالات متحده در عصر جدیدکودتا: ۱۳۳۲، سیا و ریشه‌های روابط ایران وایالات متحده در عصر جدید by Ervand Abrahamian
My rating: 4 of 5 stars

کتاب از یکی از آبدارچی های شرکت به دست من رسید. آبدارچی دیگر به یک مناسبتی این کتاب را به او تقدیم کرده بود وبه عنوان یک تشنه ی کتاب رسید به دست من. جذاب بود. وقتی شروع به خواندن کردم به عمق بی سوادی خودم در مورد تاریخ اخیر ایران پی بردم و تشنه شدم. آبراهامیان نفت و ماجرای آن در ایران و کشمکش های آن را با جذابیت هر چه بیشتر روایت کرده بود. تشکیلات متروکه ی انگلیسی ها در نفت سفید و روستاهای اطراف را به عینه دیده بودم. ولی روایت حضور تصاحب گرانه ی آن ها را نخوانده بودم... بعد متوجه شدم که مترجم کتاب هم از آن آدم های چپ و با دل و جرات است: ناصر زرافشان. (ترجمه ی نشر نی مثل این که اشتباهات وحشتناکی دارد. ولی ترجمه ی ناصر زرافشان خوب بود.) ترجمه نرم و روان بود. روایت های کتاب مستند و دقیق بود و چهره ای که از مصدق ارائه می داد جذاب بود.
قبلا به دیدار شهدای 30 تیر در ابن بابویه رفته بودم، بارها از خیابان 30 تیر رد شده بودم، ولی هیچ وقت روایت دقیق آن چه در 30 تیر اتفاق افتاد را نخوانده بودم. به لطف آبراهامیان و جناب آقای زرافشان توانستم...
روایت روزهای کودتا تلخ بود...
و نتیجه گیری کتاب:
"ایران سال 1358 تازه به ایران سال های 30 تا 32 می رسید. به سخن دیگر، ایران که در این منطقه نخستین کشوری بود که نفت خود را ملی کرد، تبدیل به یکی از آخرین کشورهایی شد که این روند را به سرانجام رساندند...." ص 276
و شاه نادانسته یک اپوزوسیون مذهبی را را جایگزین اپوزیسیون سکولار کرد که در درازمدت نشان داد خیلی سرسخت تر از آن اپوزسیون سکولار است... ص 282
از آن کتاب هاست که خواندن شان واجب است...

دنیا را گشتم بدون تودنیا را گشتم بدون تو by Nâzım Hikmet
My rating: 4 of 5 stars

مواجهه با یک کتاب در وقت مناسب از معجزات زندگی بشری است. یکهو توی یک عالم کتاب رخ به رخ شوی با نامی که فکر می کنی دقیق ترین توصیف برای روزهای آینده ی زندگی ات خواهد بود: دنیا را گشتم، بدون تو...
پل استر توی پیشانی نوشت سه گانه ی نیویورک این معجزه را در سه خط توصیف کرده بود: "کلمات عوض نمی‌شوند، اما کتاب‌ها همیشه در حال تغییرند.
عوالم مختلف پیوسته تغییر می‌کنند، افراد عوض می‌شوند، کتابی را در وقت مناسبی پیدا
می‌کنند و آن کتاب جوابگوی چیزی است، نیازی، آرزویی."
دنیا را گشتم، بدون تو با شعرهایی از مسکو و مجارستان و برلین وچین و ترکیه برایم جوابگوی آه عمیق این روزهایم بود... بلافاصله بعد از خریدن کتاب شروع به خواندنش کردم. بیرون از کتابفروشی باران می بارید. ومن هی نام کتاب را زیر لب با آهی عمیق تکرار می کردم و نتوانستم تاب بیاورم. شروع کردم به خواندنش.
باران می بارید. حمید همراهم بود. از کوچه پس کوچه های بارانی تهران رفتیم و من شروع کردم به بلند خوانی تک تک شعرهای ناظم حکمت. بلند و با احساس. جوری که صفحات کتاب پر شدند از قطره های باران عصر فروردین ماه تهران...
این که تو احساسات سفرهای دور و درازت را با کمترین کلمات و گزیده ترین تصاویر جوری روایت کنی که تمام حس آن سفر، تمام رنج های نبودنش بعد از سال ها قابل درک باشد ستایش برانگیز است.
ناظم حکمت را دوست داشتم.

View all my reviews رنج کشیدگان و خوارشدگانرنج کشیدگان و خوارشدگان by Fyodor Dostoyevsky
My rating: 4 of 5 stars

"داستان زنی رهاشده که در جست و جوی ویرانه ی شادکامی و نیکبختی اش روزگار می گذراند, بیمار, از پا افتاده و وازده از هر کس, طردشده از سوی آخرین کسی که می توانست روش حساب کند, پدرش, که زمانی از او بد دیده بود و از رنج ها و خواری های طاقت فرسا کارش به جنون کشیده بود. داستان زنی بود که به سوی نومیدی رانده شده و آواره در خیابان های سرد و گل آلود پطرزبورگ گدایی می کند. همراه دخترکی که مادرش را چونان طفلی تر و خشک می کند. زنی که ماه ها در بستر مرگ با آن سل لعنتی دست و گریبان است و پدری که تا واپسین لحظات زندگی دخترش از بخشیدن او سرباز زده و در آن دم آخر کوتاه می آید و پر پر می زند برای بخشیدن او و بر جای دختری که که بیش از هر چیز دیگری روی زمین دوستش می داشت تنها جسد سرد و بی جانش را می یابد...." ص 233
بیش از هر چیزی از سبک روایت داستایفسکی تو این کتاب خوشم آمد. او حلقه ای از آدم ها را تشکیل داده بود و هر فصل به سراغ یکی شان می رفت و هر فصل شرح گفت و گوهای او با یکی از آن آدم ها بود و آن آدم ها با حرف های شان, با اسرارشان, با واکنش های شان داستان را جلو می بردند. داستایفسکی قهرمان این کتاب بود. با حالت سنگ صبوری اش تو را به عمق وجود آدم های داستانش رهنمون می کرد و تکانت می داد...
یک جورهایی این کتاب شرح دیدارها هم بود. شرح دیدارهایی که به کتاب دو خاصیت می داد: پر از دیالوگ و پرسرعت (مخصوصا در نیمه ی اول کتاب) و یک داستان پلیسی برای کشف و شهود....

View all my reviews View all my reviews

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی