سپهرداد

سپهرداد

دارم نگاه می‌کنم. و چیز‌ها در من می‌روید. در این روز ابری چه روشنم و چه تاریک. همه‌ی رودهای جهان و همه‌ی فاضلاب‌های جهان به من می‌ریزد. به من که با هیچ پر می‌شوم. خاک انباشته از حقیقت است. دیگر چشم‌های من جا ندارد... چشم‌های ما کوچک نیست. زیبایی و زشتی کرانه ندارند...
@
قبل‌ها زیر عنوان وبلاگ می‌نوشتم: «می‌نویسم، پس بیشتر هستم». روزگاری بود که بودن و بیشتر بودن را خیلی دوست می‌داشتم. ولی گذشت. حقیقت عظیم لاتفاوت بودن بودنم و نبودنم من را به ولایت هوا فرستاد. اینکه حالا باز هم دارم می‌نویسم دیگر نه برای بودن و نه برای بیشتر بودن بلکه فقط برای عادت است.
@
ما همانی می‌شویم که پی در پی تکرار می‌کنیم؛ بنابراین فضیلت فعل نیست عادت است.
@
پیاده روی را دوست دارم. آدم‌ها را دوست دارم. برای خودم قانون‌های الکی ساختن را دوست دارم و به طرز غم انگیزی معمولی هستم...
@
و مرد آنگاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست.
@
جاده. مسافر. سربازِ پنج صبح. دانشجوی ترم صفری. دختری که چشم هایش نمی درخشد. اندوه. نفرت. عشق. از همین‌ها...
@@@
هیچ گونه ثباتی در موضوعات و سبک نوشته‌های این وبلاگ وجود ندارد.
@@@
ایمیل: peyman_hagh47@yahoo.com
کانال تلگرام: https://t.me/sepehrdad_channel

بایگانی

۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۹ ثبت شده است

چرخ‌های هواپیماهای خارجی ترجیح می‌دهند که آسفالت فرودگاه حمد قطر و بین‌المللی دبی را ببوسند. آسفالت فرودگاه امام خمینی همچون لب‌های زنی جذامی برای هیچ هواپیمایی جذابیت ندارد. فرودگاه مهرآباد زنی یائسه است که آغوشش را حتی برای حاج‌آقا هم باز نمی‌کند و بقیه‌ی فرودگاه‌های ایران دخترانی دچار سوءتغذیه‌اند که هیچ وقت به شادابی شباب نمی‌رسند و هیچ وقت طعم نگاه‌ها و طعم جمله‌های ترد غریبه‌ای آشنا را نمی‌چشند.

آن زمان که ما مشغول اعلان جنگ‌مان علیه جهان بودیم هواپیمایی امارات و قطر تأسیس شدند تا پس از قرن‌ها و شاید پس از هزاران سال راه مردم دنیا برای عبور و مرور در این گیتی را از ایران بکشند پایین.

جاده‌ی ابریشم دیگر از ایران عبور نمی‌کند. این روزها کانتینرهای کالاهای چینی سوار بر قطار‌هایی می‌شوند که به جای صحراهای سوزان ایران، استپ‌های آسیانه‌ی میانه را در می‌نوردند. ریل‌های جاده‌ی ابریشم، از چین به قزاقستان می‌رود، از قزاقستان به روسیه و از روسیه به بلاروس و لهستان وآلمان و فرانسه و انگلیس. این روزها که کرونا حجم قطارهای مسافری را کم کرده،‌ عبور کانتینرهای چینی از ریل‌های جاده‌ی ابریشم به مقصد آلمان و فرانسه و انگلیس سرعت گرفته است... جاده‌ی ابریشم سال‌هاست که ایران را دور زده است.

جاده‌ی لاجورد هم ایران را دور می‌زند. جاده‌ای که از قلب افغانستان شروع می‌شود، به ترکمنستان می‌رسد، از دریای خزر رد می‌شود، به آذربایجان و گرجستان خیر می‌رساند و در نهایت از طریق ترکیه به اروپا متصل می‌شود. جاده‌ای که قرار است به جز تریاک،‌ تولیدات افغانستان را به اروپا برساند. افغانستانی که شاید درگیر طالبان باشد اما با همه‌ی دنیا رابطه‌ای حسنه دارد.
ترک استریم ترکیه را به فرازی بالاتر از جاده‌ی ابریشم رسانده است. ترکیه با ترک استریم نبض انرژی اروپا را در دستش گرفته است. سوار لوله‌ی انتقال گاز روسیه به اروپا شده است و افسار را وصل کرده به درپوش گاز و آقایی می‌کند و زبان‌درازی می‌کند به تهران که روزگاری مسکو چه عز و جزی می‌زد برای تصاحبش و وصل کردن دریای خزر به خلیج فارس...

و ما می‌خواهیم خودکفا باشیم. ما خواسته‌ایم فراموش کنیم که بر چهارراه دنیا قرار گرفته بودیم. خواسته‌ایم فراموش کنیم که داد و ستد، که بده بستان ذات وجودمان بوده. چه بده بستان کالایی و چه بده بستان فرهنگی و کلامی و مواجهه با نژادهای گونه‌گون بشری. می‌خواهیم چین باشیم. می‌خواهیم کره جنوبی باشیم. ژاپن باشیم و کره شمالی. با مردمانی فرمانبردار که فقط تولید کنند و تولید کنند و تولید کنند. و با تولید کردن‌مان با دنیا بجنگیم. 

خودروی ملی تولید می‌کنیم. سمند و دنا تولید می‌کنیم. تیبا و کوییک تولید می‌کنیم. پراید را از رده خارج می‌کنیم و تصمیم می‌گیریم که هر سه ماه قیمت همین تولیدات خودمان را زیاد کنیم و غلط زیادی کرده هر کسی می‌گوید که از افغانستان یاد بگیر و خودروی تر تمیز دست دوم خارجی وارد کن و ببین که چه قدر سریع همه‌ی التهاب‌های خودرویی که چه عرض کنم، مرگ و میرهای جاده‌ایت کم می‌شود. زر زیادی موقوف. آن گزارش‌های بخور بخورهای ایران‌خودرو و سایپا با اقدامات ضربتی قوه‌ی قضاییه رفع و رجوع می‌شود. نگران نباشیم. 

ما پس از هزاران سال تغییر ژن داده‌ایم. می‌خواهیم تولیدکننده باشیم. می‌خواهیم جنگ‌جو باشیم. می‌خواهیم جنگاور باشیم... 
 

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۲ ۰۳ مرداد ۹۹ ، ۲۰:۱۷
پیمان ..