سپهرداد

سپهرداد

دارم نگاه می‌کنم. و چیز‌ها در من می‌روید. در این روز ابری چه روشنم و چه تاریک. همه‌ی رودهای جهان و همه‌ی فاضلاب‌های جهان به من می‌ریزد. به من که با هیچ پر می‌شوم. خاک انباشته از حقیقت است. دیگر چشم‌های من جا ندارد... چشم‌های ما کوچک نیست. زیبایی و زشتی کرانه ندارند...
@
قبل‌ها زیر عنوان وبلاگ می‌نوشتم: «می‌نویسم، پس بیشتر هستم». روزگاری بود که بودن و بیشتر بودن را خیلی دوست می‌داشتم. ولی گذشت. حقیقت عظیم لاتفاوت بودن بودنم و نبودنم من را به ولایت هوا فرستاد. اینکه حالا باز هم دارم می‌نویسم دیگر نه برای بودن و نه برای بیشتر بودن بلکه فقط برای عادت است.
@
ما همانی می‌شویم که پی در پی تکرار می‌کنیم؛ بنابراین فضیلت فعل نیست عادت است.
@
پیاده روی را دوست دارم. آدم‌ها را دوست دارم. برای خودم قانون‌های الکی ساختن را دوست دارم و به طرز غم انگیزی معمولی هستم...
@
و مرد آنگاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست.
@
جاده. مسافر. سربازِ پنج صبح. دانشجوی ترم صفری. دختری که چشم هایش نمی درخشد. اندوه. نفرت. عشق. از همین‌ها...
@@@
هیچ گونه ثباتی در موضوعات و سبک نوشته‌های این وبلاگ وجود ندارد.
@@@
ایمیل: peyman_hagh47@yahoo.com
کانال تلگرام: https://t.me/sepehrdad_channel

بایگانی

اسطوره‌های موازی

يكشنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۳، ۰۲:۴۴ ب.ظ
اسطوره های موازیکتاب اسطوره‌های موازی با این پیشگفتار شروع می‌شود: 
"اسطوره آینه‌ای ازلی است که خود را در آن می‌بینیم. اسطوره برای هر کسی حرفی برای گفتن دارد، همان‌طور که حرفی هم درباره‌ی همه کس دارد: اسطوره همه جا هست و تنها لازم است که آن را بازشناسیم. 
این کتاب برای کسی است که معمولا درباره‌ی اسطوره فکر نمی‌کند و کتابی در این باره نخوانده است. بر پایه‌ی این فرض که شناختن اسطوره‌ها گامی مهم در جهت شناخت خودمان است، این کتاب دعوتی برای خواندن اسطوره‌ها و بازشناسی جلوه‌های اسطوره در زندگی روزمره‌ی ماست..." ص 3
اولش که کتاب را در دست گرفتم از حالت "اسطوره در سفر بودنش" خوشم آمد. ازین که نویسنده آمده بود توی فصل‌های اول در مورد چیستی اسطوره حرف زده بود و بعد به طور خلاصه شخصیت‌های اسطوره‌های جاهای مختلف دنیا را معرفی کرده بود. مجمع خدایان یونانی و رمی را لیست کرده بود و به اجمال هر کدام را توصیف کرده بود. همین طور مجمع خدایان اسکاندیناوی و خدایان هند و مجمع خدایان مصری و هاوایی و آزتک و... 
بعد در بخش دوم آقای بیرلین تفکیک موضوعی کرده بود: دغدغه‌های همیشگی بشریت. موضوعاتی که از ازل آدمیزاد مشغول فکر کردن به آن‌ها بوده و هست و خواهد بود و برای پاسخ به سوالات ، ملت‌های گوناگون هر کدام اسطوره و قصه‌ای ساخته‌اند: اسطوره‌های آفرینش، اسطوره‌های هبوط و دوران اولیه، اسطوره‌های توفان و قصه‌های عشق و اخلاق و خیانت و سفر به جهان زیرین و مرگ و قیامت و...
بخش دوم ایده‌ی جالب کتاب در عمل بود. روایت اسطوره‌ها با هدف رسیدن به یک نتیجه: این‌که با این که اسطوره‌های ملت‌های مختلف شاید در ظاهر با هم تفاوت دارند ولی در شاکله مشابهت‌های فراوانی دارند:
"مواجه‌های تاریخی بزرگ میان اروپاییان و مردمان آسیا، آفریقا و آمریکا پیامدهای درازدامن متعددی داشته است. شاید یکی از جالب‌ترین پیامدها و از دیدگاه کاشفان اولیه عجیب‌ترین آن‌ها این بود که فرهنگ‌هایی بسیار دور از آن‌ها از نظر زمانی و جغرافیایی، تجربیات دینی و اسطوره‌هایی بسیار شبیه به آن‌ها دارند. به عنوان مثال، هنگامی که اسپانیایی‌ها برای اولین بار وارد دنیای جدید شدند، از شباهت‌های متعدد میان ادیان بومی و آیین کاتولیک رمی شگفت‌زده شدند..." ص355
بخش سوم کتاب در مورد همین موازی بودن اسطوره‌های مختلف و تفسیر این شباهت‌ها از دیدگاه بزرگان اسطوره‌شناسی و یک جور معرفی بزرگان اسطوره‌شناسی بود. این که در رابطه با اسطوره‌های موازی دو تا رویکرد وجود دارد:
"رویکرد اشاعه که به موجب آن این اسطوره‌ها در مکان‌های معدودی از قبیل هند ساخته شده و از طریق تماس میان فرهنگ‌ها در روزگاران گذشته به نقاط مختلف انتقال یافته‌اند. 
و رویکرد روانشناختی که به موجب آن عناصر اصلی اسطوره محصولات ذهن بشر و لذا در میان همه‌ی انسان‌ها مشترک‌اند." ص 360
خواندن اسطوره‌های موازی برایم یک لذت بزرگ بود. هر چند که جای اسطوره‌های ایرانی در آن خالی است و از اسطوره‌های اسلامی به اندازه‌ی اسطوره‌های یهودی و مسیحی گفته نشده، و هر چند که در بخش‌های تحلیلی نظریه‌های اسطوره‌شناس‌های بزرگ خیلی خلاصه و گاه گنگ نقل قول شده، ولی همان خواندن قصه‌ی خدایان و قهرمانان ملت‌های مختلف دنیا (از زئوس و اودیپ و تزه و رع بگیر تا زیگفرید و ایشتر و اوزیریس و ایزیس) و یاد گرفتن شخصیت‌های این اسطوره‌ها خودش کلی لذت‌بخش بود.
 
اسطوره‌های موازی/ ج.ف.بیرلین/ عباس مخبر/ نشر مرکز/ 454 صفحه/14900تومان
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۱/۱۷

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی