سپهرداد

همیشه وضعیت بدتری وجود دارد

سپهرداد

همیشه وضعیت بدتری وجود دارد

سپهرداد

دارم نگاه می‌کنم. و چیز‌ها در من می‌روید. در این روز ابری چه روشنم و چه تاریک. همه‌ی رودهای جهان و همه‌ی فاضلاب‌های جهان به من می‌ریزد. به من که با هیچ پر می‌شوم. خاک انباشته از حقیقت است. دیگر چشم‌های من جا ندارد... چشم‌های ما کوچک نیست. زیبایی و زشتی کرانه ندارند...
@
قبل‌ها زیر عنوان وبلاگ می‌نوشتم: «می‌نویسم، پس بیشتر هستم». روزگاری بود که بودن و بیشتر بودن را خیلی دوست می‌داشتم. ولی گذشت. حقیقت عظیم لاتفاوت بودن بودنم و نبودنم من را به ولایت هوا فرستاد. اینکه حالا باز هم دارم می‌نویسم دیگر نه برای بودن و نه برای بیشتر بودن بلکه فقط برای عادت است.
@
ما همانی می‌شویم که پی در پی تکرار می‌کنیم؛ بنابراین فضیلت فعل نیست عادت است.
@
پیاده روی را دوست دارم. آدم‌ها را دوست دارم. برای خودم قانون‌های الکی ساختن را دوست دارم و به طرز غم انگیزی معمولی هستم...
@
و مرد آنگاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست.
@
جاده. مسافر. سربازِ پنج صبح. دانشجوی ترم صفری. دختری که چشم هایش نمی درخشد. اندوه. نفرت. عشق. از همین‌ها...
@@@
هیچ گونه ثباتی در موضوعات و سبک نوشته‌های این وبلاگ وجود ندارد.
@@@
ایمیل: peyman_hagh47@yahoo.com
کانال تلگرام: https://t.me/sepehrdad_channel

بایگانی

مستند قصه ها

چهارشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۰، ۰۶:۱۶ ق.ظ

هوشنگ مرادی کرمانی

1-پخش فیلم: مستند قصه‌ها در مورد زندگی هوشنگ مرادی کرمانی

زمان: چهارشنبه (۳۱فروردین) - پنج شنبه (۱اردیبهشت) - جمعه (۲اردیبهشت) ساعت ۱۳-۱۵-۱۷-۱۹
مکان: سالن اتوبوسی سینما سپیده
۲-مستند قصه‌ها قدیمی است. خیلی قدیمی. برای سال ۱۳۸۰. قبل از اینکه هوشنگ مرادی بنشیند کتاب «شما که غریبه نیستید» را بنویسد و بعدتر‌ها بنشیند با کریم فیضی ۴۷۰صفحه مصاحبه کند و از زندگی‌اش بگوید. از زندگی پر رنج و پر فراز و نشیبش. از شب‌ها و روزهای سختی که گذرانده. اما... یک جایی از فیلم مرادی کرمانی برمی گردد می‌گوید: شاید این فیلم وصیت نامه‌ی من بشود... جاهایی از فیلم می‌رود پیش دوست دکترش و از قرص‌هایی که باید بخورد و وضعیت قلبش می‌شنود... یک جورهایی می‌شود گفت، فیلم قصه‌ها نسخه‌ی اولیه و الهام بخش کتاب «شما که غریبه نیستید» است. مرادی اول فیلم از کودکی خودش شروع می‌کند. از روزهای بی‌مادری. بعد یک سخنرانی ازش پخش می‌شود و او از گمشده‌ی همیشگی داستان‌هایش می‌گوید: مادر...
قصه‌ها فیلم جدیدی نیست. ده سال آخر زندگی هوشنگ مرادی کرمانی را روایت نمی‌کند، اما دیدنی است. از روزهای کودکی مرادی قصه‌ها می‌گوید. از قصه‌هایی که مرادی بعد‌ها نوشتشان. روزهای شیرین جایزه گرفتن و روزهای سخت آوارگی و زندگی در زیرزمین‌ها و زیرپله‌ها. از خانواده‌ی هوشنگ مرادی هم می‌گوید. از همسرش که چه قدر شاکی است از اینکه نام هوشنگ مرادی این قدر بزرگ است که او در سایه‌اش فراموش شده. از بچه‌هایی که از حساس بودن پدرشان در وقت‌های نوشتن لذت نمی‌برند و...
۳-راستش من هوشنگ مرادی کرمانی را که می‌بینم از خودم خجالت می‌کشم. آن همه رنج و زحمتی که او کشیده... او کجا ما کجا؟!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۱/۳۱
پیمان ..

نظرات  (۵)

man kheyli dusesh daram makhsusan ketabe shoma ke gharibe nistidesho
من که میرم و از اونجایی که کلفتم هرکس میاد تا پایان وقت اداری روز 4شنبه خودش را با من هماهنگ کند...
عالمی داری برای خودت(عالم خوبی هم هست انگار)؛
از آدمهایی که دنیایی و نگاهی برای خودشون دارن خوشم میاد و قابل احترامن.....
و البته که آدمها رو نگاهشون میسازه.




انگار
سلام دوست عزیز!
من برای نوشتن پایان نامه کارشناسی ارشدم نیاز به فیلم "قصه ها" دارم
موضوع پایان نامه ام "سبک شناسی آثار هوشنگ مرادی کرمانی " هستش
وبلاگتونو وقتی داشتم دنبال این فیلم می گشتم پیدا کردم
لطف میکنید راهنماییم کنید که از کجا میتونم دانلودش کنم یا بخرمش؟
خیییییلی ممنونم
فوق العاده مینویسن ایشون .

خدا حفظشون کنه.

همه ی آثارشون یه طرف ... "شما که غریبه نیستید" یه طرف!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی