سپهرداد

همیشه وضعیت بدتری وجود دارد

سپهرداد

همیشه وضعیت بدتری وجود دارد

سپهرداد

دارم نگاه می‌کنم. و چیز‌ها در من می‌روید. در این روز ابری چه روشنم و چه تاریک. همه‌ی رودهای جهان و همه‌ی فاضلاب‌های جهان به من می‌ریزد. به من که با هیچ پر می‌شوم. خاک انباشته از حقیقت است. دیگر چشم‌های من جا ندارد... چشم‌های ما کوچک نیست. زیبایی و زشتی کرانه ندارند...
@
قبل‌ها زیر عنوان وبلاگ می‌نوشتم: «می‌نویسم، پس بیشتر هستم». روزگاری بود که بودن و بیشتر بودن را خیلی دوست می‌داشتم. ولی گذشت. حقیقت عظیم لاتفاوت بودن بودنم و نبودنم من را به ولایت هوا فرستاد. اینکه حالا باز هم دارم می‌نویسم دیگر نه برای بودن و نه برای بیشتر بودن بلکه فقط برای عادت است.
@
ما همانی می‌شویم که پی در پی تکرار می‌کنیم؛ بنابراین فضیلت فعل نیست عادت است.
@
پیاده روی را دوست دارم. آدم‌ها را دوست دارم. برای خودم قانون‌های الکی ساختن را دوست دارم و به طرز غم انگیزی معمولی هستم...
@
و مرد آنگاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست.
@
جاده. مسافر. سربازِ پنج صبح. دانشجوی ترم صفری. دختری که چشم هایش نمی درخشد. اندوه. نفرت. عشق. از همین‌ها...
@@@
هیچ گونه ثباتی در موضوعات و سبک نوشته‌های این وبلاگ وجود ندارد.
@@@
ایمیل: peyman_hagh47@yahoo.com
کانال تلگرام: https://t.me/sepehrdad_channel

بایگانی

کارل مارکس

پنجشنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۰، ۰۳:۵۳ ب.ظ
"مارکس متفکری صاحب نبوغ بود و گفته‌های مهمی دارد. اما نبوغش به صورت ایجاد همنهاد اندیشه‌هایی است که از دیگران اخذ شده است. شگفت است که حتا یکی از اندیشه‌های مارکس هم نو نیست. یکایک اندیشه‌ها را می‌توان نزد متفکران پیش از او ردیابی کرد. اما ترکیب اندیشه‌ها اثر نبوغ مارکس است. می‌توان آن را به سمفونی نبوغ آمیزی تشبیه کرد که هر چند نت‌ها را می‌توان جای دیگر شنید ولی ترکیب آن نو است. ارزش اضافی، جنگ طبقاتی، نقش تاریخی قاطع تغییرات در فن آوری، زیرساخت و روساخت جامعه، همه را می‌توان در جای دیگر یافت، در نوشته‌های سن سیمون، فوریه، هاجزکین، ریکاردو و دیگران. مارکس کسی نبود که دین خود را به دیگران ادا کند. هرگز نگفت این را مدیون هگلم و آن را مدیون سن سیمون. یا به رودبرتوس و لاسال دینی ندارم، گو اینکه به همهٔ آنان مدیون بود. جملهٔ معروف لاتینی است که می‌گوید: «مرگ بر کسانی که آنچه ما گفته‌ایم پیش از ما گفته‌اند.»..."
در جست‌و‌جوی آزادی (گفت‌و‌گو با آیزایا برلین) /رامین جهانبگلو/ ترجمهٔ خجسته کیا/ نشر نی/ ص۱۶۳
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۰۱/۱۸
پیمان ..

نظرات  (۳)

بسیار عالی...
خوشمان آمد.
خیلی جالب بود واقعا خوشمان آمد!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی