سپهرداد

تا وقتی عکسش توی کیف پولم هست

سپهرداد

تا وقتی عکسش توی کیف پولم هست

سپهرداد

دارم نگاه می‌کنم. و چیز‌ها در من می‌روید. در این روز ابری چه روشنم و چه تاریک. همه‌ی رودهای جهان و همه‌ی فاضلاب‌های جهان به من می‌ریزد. به من که با هیچ پر می‌شوم. خاک انباشته از حقیقت است. دیگر چشم‌های من جا ندارد... چشم‌های ما کوچک نیست. زیبایی و زشتی کرانه ندارند...
@
قبل‌ها زیر عنوان وبلاگ می‌نوشتم: «می‌نویسم، پس بیشتر هستم». روزگاری بود که بودن و بیشتر بودن را خیلی دوست می‌داشتم. ولی گذشت. حقیقت عظیم لاتفاوت بودن بودنم و نبودنم من را به ولایت هوا فرستاد. اینکه حالا باز هم دارم می‌نویسم دیگر نه برای بودن و نه برای بیشتر بودن بلکه فقط برای عادت است.
@
ما همانی می‌شویم که پی در پی تکرار می‌کنیم؛ بنابراین فضیلت فعل نیست عادت است.
@
پیاده روی را دوست دارم. آدم‌ها را دوست دارم. برای خودم قانون‌های الکی ساختن را دوست دارم و به طرز غم انگیزی معمولی هستم...
@
و مرد آنگاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست.
@
جاده. مسافر. سربازِ پنج صبح. دانشجوی ترم صفری. دختری که چشم هایش نمی درخشد. اندوه. نفرت. عشق. از همین‌ها...
@@@
هیچ گونه ثباتی در موضوعات و سبک نوشته‌های این وبلاگ وجود ندارد.
@@@
ایمیل: peyman_hagh47@yahoo.com
کانال تلگرام: https://t.me/sepehrdad_channel

بایگانی

بهانه

سه شنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۲۲ ب.ظ

دوست‌هایی که مدتی از دیدنشان می‌گذرد، پل‌های ارتباطی که زنگ می‌زنند و متروک می‌شوند. 

تمیز کردن این پل‌های متروک ارزشمند کار شاقی است. 

می‌گفت من یک جاروبرقی خوب دارم برای این کار: توسعه‌ی مهارت‌های فردی. توی سایت‌های آموزشی (چه داخلی و چه خارجی) می‌گردم و پادکست‌ها و فیلم‌ها و مطالب آموزش توسعه‌ی مهارت‌های فردی را بالا پایین می‌کنم. بعد توی ذهنم می‌گردم ببینم کدام به درد کی می‌خورد. لینک‌ها را برایشان می‌فرستم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۸
پیمان ..

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی